سفال داغدار، سفال شاخص دوره اشکانی در سیستان ایران

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه باستان شناسی دانشگاه مازندران

2 کارشناسی ارشد باستان شناسی دانشگاه سیستان و بلوچستان

3 عضو هیأت علمی گروه باستان شناسی دانشگاه زابل

چکیده

سفال به‌عنوان مهم‌ترین و فراوان‌ترین داده فرهنگی در اکثر محوطه‌های باستانی از اهمیت بالایی در مطالعات باستان‌شناسی برخوردار است. به‌نحوی که بسیاری از دوره‌بندی‌های تاریخی صورت گرفته بر مبنای مطالعات نمونه‌های سفالی می‌باشد. از این‌رو شناخت سفال هر دوره و هر منطقه یکی از بنیادی‌ترین مراحل مطالعات باستان‌شناسی است. در باستان‌شناسی دوره اشکانی اهمیت مطالعه سفال با توجه به‌وجود سبک‌های محلی در هر منطقه جایگاه ویژه‌ای دارد و گونه‌های سفالی متنوع در مناطق مختلف هر یک بیان‌گر سبک و پیشرفت خاصی هستند. یکی از نمونه‌های خاص سفال اشکانی در منطقه سیستان، سفال با تزیینات داغدار می‌باشد که دارای کیفیت و ظرافت منحصر به‌فردی است به‌نحوی که به‌ندرت در دیگر مناطق ایران مشاهده می‌شود. این نوع سفال که دارای کیفیت مطلوب چه در مرحله ساخت و چه در مرحله پخت است، یکی از سفال‌های شاخص این دوره‌‌ی سیستان می‌باشد که کم‌تر در مورد آن به‌صورت مجزا و مستقل پژوهش شده است. با توجه به اهمیت سفال داغدار سیستان در باستان‌شناسی منطقه و نقش آن در گاهنگاری دوره‌ی اشکانی، سعی گردیده است تا با مطالعه‌ی میدانی و کتابخانه‌ای روند شکل‌گیری، تغییر و تحول و تأثیر و تأثر آن در مناطق همجوار مورد بررسی قرار گیرد. مطالعات صورت گرفته نشان می‌دهد که سفال با تزیین داغدارسیستان را می‌توان گونه سفال شاخص محلی این منطقه دانست که در اواخر دوره اشکانی مورد استفاده سفال‌گران سیستانی قرار گرفت. هم‌چنین مقایسه‌های گونه‌شناختی انجام شده، مشخص کرد که این‌گونه سفالی در محوطه‌های غربی و مرکزی افغانستان که تحت نفوذ دولت کوشانیان بودند؛ بسیار کاربرد داشته است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Burnished War, the Diagnostic Pottery of the Parthian Period of Sistan, Iran

نویسندگان [English]

  • reza mehrafarin 1
  • mohammad sadegh roostaei 2
  • javad alaye moghadam 3
چکیده [English]

Pottery is the most important and abundant cultural material of the archeological sites enjoying enormous importance; as large numbers of historical chronologies are based on potteries and its typological comparisons. As such, in terms of structural properties, the pottery identification of each period and region is one of the fundamental aspects of archeological studies. The historical pottery unlike prehistoric one has noticeable decrease in decoration meanwhile the other decorations techniques such as slipping were not common(Regardless of the Sassanid dynasty glazed pottery, quantities are negligible) and these potteries has special complexity as we need more  broad studies to be done on the various regions. Regarding to the presence of local styles during the Parthian period as a longest period of the ancient Iranian kingdoms, the potteries have special importance; in other words, diverse pottery types in different regions are indicator of a particular style and advancement of the given period.
One of the specific Parthian pottery samples of Sistan region is burnished pottery which has special quality and elegance and is rarely known from other Iranian parts. This pottery type has desirable quality both in its manufacturing phase and the firing process. The Parthian burnished wares are the most elegant and luxurious in the east, especially in Sistan rarely noticed by apart researches.
Regarding to the importance of Sistan burnished ware in archeology of the region and its role in the chronology of the Parthian era, this article is trying to study this particular type of pottery of Sistan, its formation process and time-domain spreading, transition and its impact on neighboring areas. Here, the authors are trying to review the studies on the Parthian era Sistan burnished ware apart from complete introduction of this pottery type, to focus on its regional dispersion. The Sistan burnished wares are enjoying much desirable condition in terms of their quality. Most of them are wheel-made with suitable firing and the fabric compaction is high as there is no visible porosity. Burnished designs often applied with horizontal lines on both sides of potteries whose place depends on its function; burnished lines with irregular vertical, irregular horizontal, mixed or zigzag lines as well as in geometrical forms were applied. The potters have applied these decorations on variety of pottery types and forms, such as pitcher, cup and bowl. All given types have burnished both sides of bowls which is mainly cross and regular lines. Although pottery cannot be the only indicator of social hierarchy in a region, but the existence of Burnished ware on the most important sites of Sistan area could shed light on this truth that this type of pottery have produced by experts at the most important sites of Sistan having luxury aspects. Typological comparisons were also found that this type of pottery in the central and western areas of Afghanistan during the Kvshanyan mandatory has been very common.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Sistan
  • Parthian Period
  • Archeological Studies
  • Burnished Ware
  1. بنی­جمالی، سیده لیلا، گاهنگاری نسبی محوطه­های کوه خواجه سیستان بر اساس سفال­های سطحی،پایان­نامه کارشناسی ارشد باستان­شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، 1387.
  2. پوری، ب.ن، سکاها و هند و پارتی، ترجمه صادق ملک شهمیرزادی، بخش اول از جلد دوم، تهران، وزارت امور خارجه، 1375.
  3. پیرنیا، حسن، تاریخ ایران باستان، تهران، موسسه انتشارت نگاه، 1384.
  4. توحیدی، فائق، فن و هنر سفالگری، تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها (سمت)، 1379.
  5. خسروی، محمود، (زیر نظر دکتر حسنعلی غیور)، فصلنامه تحقیقات جغرافیایی (شماره 13)، مشهد، معاونت فرهنگی آستان قدس رضوی، 1368.
  6. روستایی، محمدصادق، مطالعه نمونه­های سفالین دوره اشکانی در سیستان ایران، پایان­نامه کارشناسی ارشد باستان­شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه سیستان و بلوچستان، 1391.
  7. زهبری، زهره، مطالعه نمونه­های سفالین مکشوفه از محوطه هخامنشی دهانه غلامان، پایان­نامه کارشناسی ارشد باستان­شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه سیستان و بلوچستان، 1391.
  8. طلایی، حسن، عصر مفرغ ایران، انتشارات سمت، تهران، 1388.
  9. علایی­مقدم، جواد، بررسی شهرهای دوران تاریخی و اسلامی سیستان با استناد به منابع تاریخی و شواد باستان­شناختی، پایان­نامه کارشناسی ارشد باستان­شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، 1390.
  10. علیزاده، فاطمه، مطالعه­ی نمونه­های سفالین دوران اشکانی بلوچستان (موردشناسی: سفال­های سطحی شهرستان­های نیکشهر و چابهار، پایان­نامه کارشناسی ارشد باستان­شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه سیستان و بلوچستان، 1391.
  11. موسوی حاجی، سید رسول و رضا مهرآفرین،  گزارش بررسی روشمند باستان­شناختی سیستان، فاز 1، جلد 1، سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری سیستان و بلوچستان، 1386.
 

  1. موسوی حاجی، سید رسول و رضا مهرآفرین، جستاری در جغرافیای تاریخی سیستان (از آغاز تا سده نهم ه.ق.)، سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری سیستان و بلوچستان، 1388.
  2. موسوی حاجی، سید رسول، و مرتضی عطایی، مطالعه مجموعه­ای از نمونه­های سفالین سیستان، سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری سیستان و بلوچستان، چاپ اول، 1389.
  3. مهرآفرین، رضا و سید رسول موسوی حاجی، گزارش بررسی روشمند باستان­شناختی سیستان فاز 2، جلد 16، سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری سیستان و بلوچستان، 1388.
  4. مهرآفرین، رضا، حفاری و گمانه زنی تپه گوری سیستان 1386، چاپ نشده
  5. مهرآفرین، رضا، بررسی و تحلیل باستان شناسی حوزه زهک سیستان، رساله دوره دکتری باستان شناسی، گرایش دوره تاریخی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس،1383.
  6. مهرآفرین، رضا،معبد سکایی تاکسیلا، فصلنامه مطالعات شبه قاره، سال دوم، شماره سوم، 1389.
  7. هرتسفلد، ارنست، تاریخ باستانی ایران بر بنیاد باستان شناسی، ترجمه علی اصغر حکمت، تهران، سلسله انتشارات انجمن آثار ملی، 1354
  8. هرینگ، ارنی، سفال ایران در دوران اشکانی، ترجمه حمیده چوبک، تهران، سازمان میراث فرهنگی کشور، 1376
  9. یارشاطر، احسان (گردآورنده)، تاریخ ایران از سلوکیان تا فروپاشی دولت ساسانیان، پژوهش دانشگاه کمبریج، ترجمه حسن انوشه، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1377.
  10. Dales. George. F., New Excavations at Nad-Ali (SorkhDagh), Afghanestan, Research Monogragh Series, NO. 16 February 1977.
  11. Dupree, Louis, ShamshirGhar: Historical Cave site in Khandahar province Afghanistan, Anthropological papers of the American museum of natural history New York: 1958.
  12. Fairservis,JR.Walter:Arhaeological Studies in the Sistan Basin of Sourth Western Afghanistan and Eastern Iran, Vol 48, part 1,Antropological papers of the Amerian Museum of Natural Hitory, New york, 1961.
  13. Mehrafarin, Reza, SeyyedRasulMusavi Haji, Sultan Alifeyz, a Study of the seramics of East Iran During the Later Parthian Era with Special Reference to Tapa Gowri, 2011, Central Asiatic Journal International Periodical for the Languages, Literature, History and Archaeology of Central Asia. 240 – 258.
  14. Vogelsang, John, The Afghans, Published by Blackwell Publishing, 2002.
  15. Schachner, Andreas, A Special Kind of Pattern Burnished Decoration on Late Kushan Pottery in Bactria an Afghanistan, Journal of the Institute of Silk Road Studies, Kamakura. 1995/96.