بررسی جایگاه شهر گور در دوره ی ساسانیان و چیستی و کارکرد بناهای میانی آن

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه معماری دانشگاه هنر تهران

2 استادیار گروه معماری دانشگاه هنر تهران

3 دانشجوی دکتری معماری، دانشگاه هنر، تهران

چکیده

شهر گور در فیروزآبادِ فارس نخستین پایتخت ساسانیان به‌شمار می‌رود. دو ویرانه در این شهر وجود دارد که یکی از آن‌ها بنایی است برج‌مانند و دیگری ویرانه‌ای ساخته شده از سنگ‌های پاک‌تراش. شماری از مورخان به این آثار اشاراتی کوتاه داشته و برخی پژوهشگران کارکرد آن‌ها به شکل گذرا بررسی کرده‌اند. با این همه، چیستی و کارکرد این بناها هنوز مبهم است. بنابراین، هدف اصلی این مقاله دستیابی به روایتی منطقی درباره‌ی چگونگیِ زندگی درون این آثار در دوره‌ی ساسانیان است. از این‌رو، روش تحقیق آن تفسیری-تاریخی خواهد بود. پرسش‌های اصلی پژوهش درباره‌ی اهمیت منطقه‌ی فیروزآباد و شهر گور در آغاز دوره‌ی ساسانیان، نام بناهای مهم درون شهر، و کارکرد اصلی این آثار است. برای پاسخ به این پرسش‌ها، نخست، جایگاه ایالت پارس و فیروزآباد را در آغاز دوره‌ی ساسانیان را بررسی می‌کنیم تا به چشم‌اندازی از موقعیت شهر گور در آن زمان دست‌یابیم. سپس در بخش دوم مقاله، به مطالعه‌ی نوشته‌های مورخان و جغرافی‌دانان دوره‌ی اسلامی درباره‌ی این شهر و آثارش می‌پردازیم تا بدانیم ساختار کالبدی شهر چگونه بوده و آثار معماری آن در دوره‌های مختلف چه وضعیتی داشته و به چه نام‌هایی مشهور بوده‌اند. در مهم‌ترین بخش مقاله، کارکردهای دو بنای مشهور میانیِ شهر را بررسی می‌کنیم. این کار با مطالعه‌ی نظرات پژوهشگران معاصر و سیّاحان غربی درباره‌ی این آثار و مقایسه‌ی این دیدگاه‌ها را با یکدیگر و تحلیل استدلالشان، و همچنین بررسی تطبیقی با نمونه‌ای از دوره‌ی اسلامی صورت خواهد گرفت. در پایان، به این نتیجه رسیدیم که شهر گور یا اردشیرخورّه از نظر سیاسی و دینی جایگاه بسیار مهمی در آغاز دوره‌ی ساسانیان داشته و تا پایان دوره، کمابیش جایگاه آیینی خود را حفظ کرده است. با این‌که درباره‌ی بناهای میانی نظرات متناقضِ بسیاری بیان شده، منطقی‌ترین نتیجه‌گیری ما این است که این دو اثر بخشی از مجموعه‌ای واحد و متمرکز و سلطنتی بوده‌ که پس از فروپاشی ساسانیان به‌سرعت روبه زوال رفته‌اند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

The Position of “Gour” City in Sassanian Era and the Essence and Function of its Central Monuments

نویسندگان [English]

  • nadiyeh emani 1
  • mohammad reza rahimzadeh 2
  • Ehsan Tahmasbi 3
3 The Faculty Member of Department of Architecture, Sarvestan Branch, Islamic Azad University
چکیده [English]

The first capital of Sassanian Empire was Gour city located in Firuz Abad region. Passing the time, changing governments, and human’s interferences there only some ruins have remained. Two great ruins have still existed in the city, one of them is similar to a tower and the other has been built of dressed stone. Some historians have indicated them briefly and some researcher studied their function shortly. Nevertheless, their essence and function are not clear and no one has done comprehensive survey about them. Therefore, the main purpose of this essay is to reach sensible narration about the quality of living in these monuments in Sassanian era. Thus, the research method is historical – interpretative. The main questions are on the importance of Gour city and Firuz Abad region in early Sassanian period, the essence and names of the monuments, their functions, and the main aim of the establishment of the city and its buildings. Getting that, first, we will study the status of Pars province and Firuz Abad in early Sassanian period in order to reach the perspective of Gour’s status in that time. Next, in second part of the essay, we will study the texts of historians and geographers in Islamic period, between 9th and 19th century, about the city and its monuments to know the city’s structure and the monuments conditions in various periods and their famous names. At the end of this part, we analyzed their narrations and compare them together, because in some texts, we can see some vagueness and repetition. In the most important part of the essay, we study the functions of two central buildings of the city. Achieving this, we studied the contemporary researchers’ and travelers’ attitudes on these monuments and compare them together and analyze their reasoning. We want to get believable narrations about the story of living in these monuments in Sassanian era. To sum up, we found out some results. Gour or Ardeshir Khovarrah might have been the political and religious capital of Iran by the early Sassanian era. Islamic historians have named these ruined Terbal, Eyvan, Kiakhoreh, and Minaret. Maybe they wanted to suggest royal and religious function for these monuments, although it seems that they indicate a palace. According to archaeological and historical evidences, researchers’ attitudes, and sensible reasoning we can reach some narrations about living in these ruins when they were habitable. One of them is the monuments belonged to royal complex and the tower was the symbol of Sassanian kingdom and the other has been built of dressed stone was the space for royal or ritual ceremony. The other alternative for dressed stone building is the open space for ritual washing or even might have been Anahita temple. The last suggestion for this ruin is a place for ossuaries, because these places have not been recognized precisely yet. Finally, we think that these monuments were parts of the royal complex of the city. In this research, we used three main references; first group is historical and geographical texts. When we use these references, face some issues. If we do not investigate them carefully, we might make mistakes in our deductions. The first issue is the editors might have made mistakes in rewriting some words; second, the vague narrations which we don’t know the writer talks about which building; third, repetition of earlier historians’ word in later historians’ word .the other group of references is contemporary researches and diaries which is the source of third part of the essay. Moreover, knowing correct meaning of some words, we used encyclopedias and literary texts which have been mentioned in footnotes and references’ part.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Gour City
  • Sassanian
  • Minaret
  • Palace
  • Temple

- ابن‌بلخی، 1385، فارسنامه، تصحیح: گای لسترینج، تهران: اساطیر.

- ابن‌حوقل، 1345، صورة الارض، ترجمه: جعفر شعاع، تهران: بنیاد فرهنگ ایران.

- اتینگهاوزن، ریچارد، و گرابار، الگ، 1381، هنر و معماری اسلامی، ج 1، ترجمه: یعقوب آژند، تهران: سمت.

- اشمیت، اریک، 1376، پرواز بر فراز شهرهای باستانی ایران، ترجمه: آرمان شیشه‌گر، تهران: سازمان میراث‌فرهنگی.

- اصطخری، ابواسحق ابراهیم، 1373، ممالک و مسالک، ترجمه: محمد بن عبدالله تسری، به کوشش: ایرج افشار، تهران: موقوفات محمود افشار یزدی.

- اعتمادالسلطنه، محمدحسن خان، 1368، مرآة البلدان، ج 4، به کوشش: عبدالحسین نوایی و میرهاشم محدث، تهران: دانشگاه تهران.

- امام‌شوشتری، محمدعلی، 1347، فرهنگ واژ‌ه‌های فارسی در زبان عربی، تهران: انجمن آثار ملی.

- بیانی، شیرین، 1384، شامگاه اشکانیان و بامداد ساسانیان، تهران: دانشگاه تهران.

- پیرنیا، محمدکریم، 1378، تحقیق در معماری گذشته‌ی ایران، تدوین: غلامحسین معماریان، تهران: دانشگاه علم و صنعت ایران.

- جیهانی، ابوالقاسم احمد، 1368، اشکال العالم، تصحیح: فیروز منصوری، مشهد: به نشر.

- خواجه نظام‌الملک طوسی، ابوعلی قوام‌الدین‌ حسن، 1389، سیَر الملوک (سیاست‌نامه)، به کوشش: هیوبرت دارک. تهران: علمی و فرهنگی.

- حافظ‌شیرازی، خواجه شمس‌الدین محمد، 1387، دیوان حافظ شیرازی، تهران: بازتاب اندیشه.

- حسینی فسایی، حسن، 1382، فارسنامه‌ی ناصری، ج 2، تصحیح: منصور رستگار فسایی، تهران: امیرکبیر.

- دریایی، تورج، 1383، سقوط ساسانیان، ترجمه: منصوره اتحادیه و فرحناز امیرخانی، تهران: نشر تاریخ ایران.

- دیالافوآ، ژان، 1385، سفرنامه‌ی ایران، کلده، و شوش، ترجمه: علی‌محمد فره‌وشی، تهران: دانشگاه تهران.

- رویتر، اسکار، 1387، «معماری ساسانی»، در: سیری در هنر ایران، ج 2، زیر نظر: آرتر پوپ و فیلیس اکرمن، ترجمه‌: مهدی مقیسه و محمدعلی شاکری‌راد، تهران: علمی و فرهنگی، صص 637-720.

- سامی، علی، 1389، تمدن ساسانی، ج 2، تهران: سمت.

- طبری، ابوجعفر محمد بن جریر، 1384، تاریخ الرُسل و الملوک، ترجمه: صادق نشئت، تهران: علمی و فرهنگی.

- طهماسبی، احسان، 1392، «بررسی معماری کاخ‌ها و خانه‌های اشرافی ساسانیان»، مجله پژوهش‌های باستان‌شناسی ایران، شماره 4، همدان: دانشگاه بوعلی‌سینا، صص 153 ـ 168.

- طهماسبی، احسان، 1393، «بررسی معماری و جایگاه عبادتگاه‌های ایران در دوره‌ی ساسانیان»، بهارستان ایران، شماره‌ی 1، تهران: کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، صص 43 ـ 52.

- فردوسی، حکیم ابوالقاسم، 1379، شاهنامه، به خط: اولیاء سمیع شیرازی، تهران: سنایی.

- فرای، ریچارد نلسون، 1392، عصر زرین فرهنگ ایران، ترجمه: مسعود رجب‌نیا، تهران: سروش.

- فرصت‌شیرازی، محمدنصیر، 1377، آثار عجم، ج 1، تصحیح: منصور رستگار فسایی، تهران: امیرکبیر.

- فره‌وشی، بهرام، 1381، فرهنگ فارسی به پهلوی، تهران: دانشگاه تهران.

- فلاندن، اوژن، 1356، سفرنامه اوژن فلاندن به ایران، ترجمه: حسین نورصادقی، تهران: اشراقی.

- کرسوِل، کی.اِی.سی، 1393، گذری بر معماری متقدم مسلمانان، بازنگری: جیمز آلن، ترجمه: مهدی گلچین عارفی، تهران: متن.

- گدار، آندره، 1385، «آذرکده‌ها»، در: آثار ایران، ج 1و 2، مشهد: بنیاد پژوهش‌های اسلامی، صص 11-84.

- گیرشمن، رومن، 1390، هنر ایران در دوران پارتی و ساسانی، ترجمه: بهرام فره‌وشی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.

- محمدی ملایری، محمد، 1374، فرهنگ ایرانی پیش از اسلام و آثار آن در تمدن اسلامی و ادبیات عربی، تهران: توس.

- مستوفی قزوینی، حمدالله، 1389، نزهه‌القلوب، تصحیح: گای لسترینج، تهران: اساطیر.

- مسعودی، ابوالحسن علی بن حسین، 1382، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج 1، ترجمه: ابوالقاسم پاینده، تهران: علمی و فرهنگی.

- مصطفوی، محمدتقی، 1382، اقلیم پارس، آثار تاریخی و اماکن باستانی فارس، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.

- مقدسی، ابوعبدالله محمد بن احمد، 1385، احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم، ترجمه: علی‌نقی منزوی، تهران: کومش.

- واندنبرگ، لویی، 1387، باستان‌شناسی ایران باستان، ترجمه: عیسی بهنام، تهران: دانشگاه تهران.

- هرتسفلد، ارنست، 1355، تاریخ باستانی ایران بر بنیاد باستان‌شناسی، ترجمه: علی‌اصغر حکمت، تهران: انجمن آثار ملی.

- هوف، دیتریش، 1392، «شکل‌گیری و ایدئولوژی دولت ساسانی از روی شواهد باستان‌شناختی»، در: ساسانیان، به ویرایش: وستا سرخوش کرتیس و سارا استوارت، ترجمه: کاظم فیروزمند، تهران: نشر مرکز، صص 40-75.

- هوف، دیتریش، 1366، «فیروزآباد». در: شهرهای ایران، ج 2، به گردآوری: محمدیوسف کیانی، ترجمه: کرامت‌الله افسر، تهران: جهاد دانشگاهی، صص 75-99.

- هیلن‌براند، روبرت، 1383، معماری اسلامی، شکل و کارکرد و معنی، ترجمه: باقر آیت‌الله‌زاده شیرازی، تهران: روزنه.

 

- Huff, D., 1974. “An Archaeological Survey in the Area of Firūzābād”, In: Firuz Bagherzadeh (ed.), Proceedings of the 3rd annual symposium on archaeological research in Iran 1973. Tehran: Iranian Centre of Archaeological Research, 155-176.