فلزکاری غرب ایران در قرن هفتم هـ.ق.؛ کشف و شناسایی مکتبی جدید در تاریخ فلزکاری ایرانی اسلامی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران

چکیده

تاکنون تصویر روشنی از وضع فلزکاری ایران پس از هجوم مغول ترسیم نشده است. اغلب تصور می‌شود که عموم فلزکاران ایرانی، مخصوصاً فلزکاران خراسانی، بر اثر این واقعه‌ی ویرانگر متفرق شده و در کارگاه‌های جزیره و شام به فعالیت خود ادامه داده‌اند. با وجود این، شواهد و آثاری موجود است که نشان از ادامه‌ی فعالیت فلزکاران ایرانیِ سده‌ی هفتم هـ.ق.، به‌ویژه در کارگاه‌های غرب ایران دارد. از این‌رو، هدف این مقاله، ضمن ارائه و بررسی بخشی از این مدارک، شناسایی و تبیین ویژگی‌های مکتب فلزکاری نوظهوری در غرب ایران در سده‌ی هفتم هـ.ق. است؛ مشخصاً پس از هجوم مغول و قبل از تأسیس حکومت ایلخانی. در این‌جا، به‌منظور تحقق این هدف، آثار و مدارک موجود به دو دسته آثار به‌دست آمده از نواحی غربی ایران، مهم‌تر از همه یافته‌های گنجینه‌ی بوزینجرد، و آثار قابل انتساب به این نواحی تقسیم و با استفاده از روش تحقیق توصیفی‌-تحلیلی بررسی شده است. تحلیل سبک‌شناختی نمونه‌های موجود، نشان می‌دهد که در تزیین آثار فلزی تولید شده در کارگاه‌های غرب ایران نوعی سبک جدید ایجاد شده است که خود را بیش از هر چیزی در ترسیم و نحوه‌ی اجرای نقوش گیاهی، به‌ویژه اسلیمی‌ها نشان می‌دهد؛ علاوه‌بر اسلیمی‌های قاعده‌مند با برگ‌های لوزی‌شکل و پیچک‌های ماشینی و صنعتی، که خاص این سبک است، کاربرد نقوش هندسی برگرفته از تزیینات معماری نیز از دیگر ویژگی‌های این مکتب نوظهور به‌شمار می‌رود. از دیگر ویژگی‌های مهم آثاری که ذیل سبک موسوم به «سبک فلزکاری غرب ایران» می‌توان برشمرد، کاربرد طراحی جدیدی در ترسیم صحنه‌ها و پیکره‌های انسانی به‌ویژه پیکره‌ی شادنوشان و رامشگران است. هرچند این نوع شمایل‌نگاری در آغاز، متأثر از نقوش سفالینه‌های مرکز و غرب ایران است، در آثار بعدی این قرن سمت‌وسوی دیگری به‌خود گرفته و از شیوه‌ی نقاشی سفالینه‌ها دور شده است. حتی در آثار نیمه‌ی دوم قرن هفتم، احتمالاً به‌منظور تسریع در تولید و تزیین آثار، نوعی پیکره‌های قاعده‌مند و کلیشه‌وار به‌صورت تکراری در سطوح برنجینه‌ها و مفرغینه‌های غرب ایران به‌کار رفته است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


- اقبال‌آشتیانی، عباس، 1376، تاریخ مغول و اوایل ایام تیموری، تهران: نامک.

- احسانی، محمدتقی، 1368، هفت هزار سال هنر فلزکاری در ایران، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگ

- بیانی، سوسن، 1379، «تبلور عهد مغول در آیینه‌ی فلز»، مجموعه مقالات اولین سمینار تاریخی هجوم مغول به ایران و پیامدهای آن، دانشگاه شهید بهشتی، صص: 159-304.

- حیدرآبادیان، شهرام و عباسی‌فرد، فرناز، 1388، هنر فلزکاری اسلامی، تهران: سبحان نور.

- دهخدا، علی‌اکبر، 1377، لغت‌نامه دهخدا، زیر نظر: محمد معین، سید جعفر شهیدی، چاپ دوم از دوره جدید، تهران: موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران.

- رشیدالدین، فضل‌الله، 1388، تاریخ مبارک غازانی؛ داستان غازان‌خان، به سعی و اهتمام و تصحیح: کارل یان، آبادان: نشر پرسش.

- ساداتی، ناصر، 1389،  هنر فلزکاری اسلامی؛ باشکوه ولی ناتمام، کتاب ماه هنر(45)، صص: 54-58.

- شفائی، جواد، 1380، هنر گره‌سازی در معماری و درودگری، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.

- قوچانی، عبدالله، 1371، اشعار فارسی کاشی‌های تخت‌سلیمان، تهران: مرکز نشر دانشگاهی.

- کریستی، ویلسن، 1366،  تاریخ صنایع ایران، ترجمه‌ی عبدالله فریار، تهران: انتشارات فرهنگسرا (یساولی).

- کیانی، محمدیوسف، 1376، تزیینات وابسته به معماری دوران اسلامی، تهران: سازمان میراث‌فرهنگی کشور.

- ماهرالنقش، محمود، 1381، میراث آجرکاری ایران، تهران: سروش.

- نوروزی‌طلب، علیرضا و افروغ، محمد، 1389، بررسی فرم، تزیین و محتوا در هنر فلزکاری دوران سلجوقی و صفوی، دو فصلنامه مطالعات هنر اسلامی(12)، صص: 113-128.

 

- Aga-Oglu, M., 1945, “About a Type of Islamic Incense Burner”, The Art Bulletin, 27 (1), 28-45.

- Allan, J. W., 1977, “Originality in Bronze: A Thirteenth Century Persian School of Metalworkers”, Iran, 15, 156-164.

- Baer, E., 1968, ‘Fishpond’bornaments on Persian & Mamluk metal vessels, Bulletin of the School of Oriental & African Studies, 31(1).

- Carboni, S., & Masuya, T., 1993, Persian tiles, New York, N. Y.: The Metropolitan Museum of Art.

- Dimand, M. S., 1950, “Treasures of Iranian Art”, Retrieved from http://www.jstor.org.library.metmuseum.org/action/showPublication?journalCode=metrmuseartbull. http://library.metmuseum.org/record=b1114795

- Fehérvári, G., 1976, Islamic metalwork of the eighth to the fifteenth century in the Keir Collection, London: Faber.

- Gladiss, A. V., & Kröger, J., 1985, Berlin Staatliche Museen Preussischer Kulturbesitz, Museum fur Islamische Kunst, Bd, 2: Metal, Stein, Stuck, Holz (Islamische Kunst: Loseblattkatalog unpublizierter Werke aus deutschen Museen) (Vol. 2). Mainz: Zabern.

- Komaroff, L., 2009, “Islamic Metalwork; III. c. 1100-c. 1500: A. Iranian World,” In: J. Bloom & S. Blair (Eds.), The Grove encyclopedia of Islamic art & architecture (pp. 491-498). Oxford: Oxford University Press.

- Kühnel, E., 1939, “Zwei Mosulbronzen und ihr Meister”, Jahrbuch der Preussischen Kunstsammlungen, 60, 1-20.

- Melikian-Chirvani, A. S., 1976, Conceptual Art in Iranian Painting & Metalwork, Paper presented at the Akten des VII, Internationalen Kongresses für Iranische Kunst und Archäologie 1976 München.

- Melikian-Chirvani, A. S., 1977, “Les Bronzes du Khorassân V; De quelques coupes inédites du Khorassân”, Studia Iranica 6, 185-210.

- Melikian-Chirvani, A. S., 1982, Islamic metalwork from the Iranian world, 8-18th centuries (Victoria & Albert Museum catalogue), London: Her Majesty`s Stationary Office.

- Pope, A. U., & Ackerman, Ph., 1938, A survey of Persian art from prehistoric times to the present (Vol. XII), London; New York: Oxford University Press.

- Pope, A. U., & Ackerman, Ph., 1938, A survey of Persian art from prehistoric times to the present (Vol. VI), London; New York: Oxford University Press.

- Rice, DS., 1958, “Studies in Islamic Metal Work--VI”, Bulletin of the School of Oriental & African Studies, University of London, 21(1/3), 225-253.

- Scagliola, M., 2010, Le ceramiche islamiche della collezione Laura, Torino; New York: U. Allemandi.

- Wiet, G., 1931, “Un nouvel artiste de Mossoul”, Syria, 12(2), 160-162.