معرفی و مطالعه‌ی سفال «آبی و سفید» با نقش چهارباغ در مجموعه‌ی ارگ بم

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانش آموخته ی دکترای باستان شناسی دوره ی اسلامی، دانشگاه مازندران،کارشناس پایگاه میراث جهانی بم و منظر فرهنگی آن

2 دانشیار گروه باستان شناسی دانشکده هنر و معماری دانشگاه مازندران

3 عضو هیأت علمی پژوهشکده حفاظت و مرمت آثار تاریخی و فرهنگی

چکیده

سفال یکی از فراوان‌ترین و مهم‌ترین تولیدات صنعتی به‌شمار می‌رود که انسان توانسته عرضه نماید. غیر از برآوردن نیازهای مادی، گاه ‌در جایگاه رسانه‌ای تصویری، اندیشه‌ی وی را نیز تبلیغ و اعلان نموده است. یکی از موضوعات همیشه‌پذیرفته‌ی پیرامون انسان به‌ویژه در آسیا، توجه به رُخ‌دادها و پدیده‌های طبیعی و به‌طور ویژه فضای سبز پیرامون است. علت این امر، بی‌تردید طبیعت تنگ‌دستی است که شرایط اقلیمی پیچیده‌ای برای حیات وی ایجاد کرده است؛ بنابراین کوتاه بودن فصل گُل و سبزه، باغ‌سازی و باݣݣغ‌پردازی را به دستینه‌ای آرمانی تبدیل کرد. یکی از مهم‌ترین شیوه‌های باغ‌پردازی ایرانی گونه‌ی «چهارباغ» است که در کتاب‌آرایی و قالیبافی نمونه‌های متعددی از آن شناسایی و مطالعه شده است. این آرایه در هنرهای کاربردی و به‌طور ویژه اشیاء سفالی به‌رغم استفاده‌ی پُردامنه، تنها در دوره‌ی پیش‌ازتاریخ و تاریخی، نمونه‌هایی از آن با اشاره‌ای کوتاه، معرفی شده است. برپایه‌ی همین ضرورت، پژوهش‌ حاضر تلاش کرده تا این نقش را در پاره‌ای از یافته‌های سفالین «آبی و سفید» ارگ بم در دوره‌ی صفویه که گونه‌ی چهارباغ وجه غیر جایگزین در طراحی معماری منظر است، بررسی و مطالعه نماید. سؤال اصلی بر این موضوع تأکید دارد که آرایه‌ی سفالینه‌ها چه ارتباطی با نوع باغ‌پردازی دوره‌ی صفویه دارد. روش تحقیق در این پژوهش، تاریخی، توصیفی-تحلیلی است. گردآوری یافته‌ها به دو شیوه‌ی اسنادی و میدانی صورت‌گرفته است. آن‌چه این تحقیق بدان دست‌یافته، گواهی می‌دهد که هنرمند سفالگر غیر از نشان دادن چهارباغ و اجزای آن، گاه به‌شیوه‌ای استادانه کوشک میانی آن‌را به‌صورت یک نه‌بخش که در ادبیات معماری به «هشت‌بهشت» معروف شده، نمایش دهد؛ بنابراین به‌نظر می‌رسد همان‌طورکه استفاده از این نقش در دسته‌ای از قالی‌های دوره‌ی صفویه، نام «قالی چهارباغ» را برای آن مرسوم ساخت، می‌توان این‌گونه از سفال را به‌عنوان «آبی و سفید چهارباغی» در گونه‌شناسی سفال دوره‌ی اسلامی معرفی کرد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Presenting and Studying the “Blue and White” Pot with Chaharbagh Design of Arg-e Bam Complex

نویسندگان [English]

  • asadoallah joodakiazizi 1
  • seyyed rasoul mousavi haji 2
  • afshin ebrahimi 3
1 university
2 university
3 university
چکیده [English]

Pottery is considered as the most abundant and important industrial productions of human rather than meeting material needs, sometimes played the role a media. One of the issues often accepted about the human, specially in Asia, is to consider the natural events and phenomena and especially green space surrounding the human, because of poor nature which has created complex climatic conditions to his life. Therefore, the short green season and creatinggardens is changed into a desired mean and continuously a supreme place is considered. Asian human settlement tried to claim the importance of this mean in biologic structure in various forms. It become public on pottery, a good role creating architectural works, gave a good place to book arraning and become public role of carpet weavers and poetic works such as Boostan and Golestan was given; and finally it changed into the form of musical works such as “Chaharbagh”, “Bagh-e Ardeshir” and etc. one of the most important methods of Iranian garden arrangments is “Chaharbagh” various samples of which is identified. This theme is presented in applied arts and pottery objects in prehistoric and historical periods. Based on this necessity, the present research has tried to study this. Design in some of “Blue and White” post of Arg-e Bam is Safavid period which Chaharbagh type is an alternative in architecture design. The main question focuses on this subject that what relation is there between pot themes and garden arranging. The research method is analytical descriptive. Findings are collected by field and document method.the findings of this research show that apart from presenting Chaharbagh, the potter artist sometimes exhibit middle palace as nine part that is famous as “HashtBehesht” in architectural literature. This part of pot themes recalls us the samples of Isfahan “Hasht Behesht”, Behshahr “BaghCheshmeh”, Kashan “Bagh-e Fin”, “Chehelsotun” in Ghazvin and Arg-e Bam building in Arg- e Bam. In spite of main limitations such as exploiting only blue and whitecolors that is necessary in pottery technique, our findings are comparable to carpet designs in Chaharbagh and themes of some pictured books the pottery artist tried to offer a design of ChaharBagh and its parts. The presence of four gardens each of which is shown in a quarter of square and is integrated with flower or leaf of flower and water canals depicted by right lines present the level of pottery identification from Iranian garden arranging. The central role in some sample offers the pattern and design of construction in spite of other artistic themes that show gardens in three-dimension face. This nine-part pattern was presented in Iranian architecture establishing Apadana in Achaemenian. After it in Sassanid period and first centuries of Islamic period in the form of “Nohgonbad” (nine domes) of central palace in some Chaharbagh and some religious buildings were presented. In the late centuries of Islamic period and specially Safavid period, it continued its life with eight face design and the same nine part divisions. It seems that as using Chaharbagh role in some Safavid carpets became Chaharbagh carpet famous, we can present this kind of pot as Chaharbagh blue and white in identifying Islamic pots.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Chaharbagh
  • HashtBehesht
  • Chaharbagh Carpet
  • Blue and White Pot
  • Arg-e Bam

- قرآن کریم.

- ابونصری‌هروی، قاسم بن یوسف، 1346، ارشاد الزراعه، به‌اهتمام: محمد مشیری، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

- اردلان، نادر، و بختیار، لاله، 1379، حس وحدت، سنت عرفانی در معماری ایرانی، ترجمه‌ی حمید شاهرخ، اصفهان: نشرخاک.

- اصانلو، حسن، 1386، «باغ‌های ایرانی و چهارباغ»، مجله‌ی یادمان، شماره‌ی 47، صص: 55-52.

- باربارو، جوزوفا، کنتارینی، آمبرتو، زنو، کاترینو، للو، آنجو، و دالساندی، ونچنتو، 1381، سفرنامه‌های ونیزیان در ایران، ترجمه‌ی منوچهر امیری، تهران: خوارزمی.

- بهشتی، سید محمد، 1387، «جهان باغ ایرانی»، فصلنامه‌ی گلستان هنر،  شمار‌ه‌ی 12، صص: 15-7.

- بیهقی، احمدبن حسین، 1361، دلایل النبوه، تحقیق: محمود مهدوی دامغانی، جلد 2، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.

- پوپ، آرتور، و آکرمن، فیلیس، 1387 الف، سیری در هنر ایران، ترجمه‌ی نجف دریابندری، جلد 3، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.

- پوپ، آرتور، و آکرمن، فیلیس، 1387ب، سیری در هنر ایران، ترجمه‌ی نجف دریابندری، جلد 7 و 8، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.

- پوپ، آرتور، و آکرمن، فیلیس، 1387 پ، سیری در هنر ایران، ترجمه‌ی نجف دریابندری، جلد 9و 10، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.

- چیت‌سازیان، امیرحسین، 1388، «بازشناسی پردیس در بستر نمادگرایانه معماری و فرش ایران»،  فصلنامه‌ی گلجام، شماره‌ی 12، صص: 122-99.

- جودکی‌عزیزی، اسدالله، صارمی نائینی، داوود، و ابراهیمی، افشین، 1393، مربع نُه‌بخشی و نُه‌گنبد در معماری(با تأکید بر معماری ایران و سرزمین‌های هم‌جوار)، تهران؛ گنجینه هنر.

- جودکی‌عزیزی، اسدالله، و موسوی‌حاجی، سید رسول، 1394، «پژوهشی در الگوی هشت‌بهشت در دو حوزه ‌ادبیات و معماری»، مجله‌ی کهن‌نامه ادب پارسی، سال ششم، شماره‌ی 4، صص: 115-93.

- خاقانی، افضل‌الدّین بدیل بن علی، 1382، دیوان خاقانی شیروانی، تهران: انتشارات زوار.

- خوانساری، مهدی، مقتدر، محمدرضا، و یاوری، مینوش، 1383، باغ ایرانی بازتابی از بهشت، ترجمه‌ی مهندسین مشاور آران، تهران: انتشارات سازمان میراث‌فرهنگی.

- دانشدوست، یعقوب، 1369، «باغ ایرانی»،  فصلنامه‌ی اثر، شماره‌ی 18 و 19،  صص: 224-214.

- دهخدا، علی‌اکبر، نرم‌افزار  لغت‌نامه دهخدا.

- رضایی‌چراتی، بهرام، 1383، «کوشک باغ‌های صفوی اشرف‌البلاد: طرح مرمت و باززنده‌سازی کوشک باغ چشمه عمارت بهشهر»، مجله‌ی اثر، شماره‌ی 36 و 37، صص: 322-318.

- زارعی، محمدابراهیم، 1390، «بازتاب نقش چهارباغ در قالی‌های باغ در غرب ایران با تأکید بر نمونه‌هایی از استان کردستان»، مجله‌ی گلجام، شماره‌ی 19، صص: 59-43.

- سابتلنی، ماریا اوا، 1387، «باغ ایرانی: واقعیت و خیال»، ترجمه‌ی داوود طباطبایی، نشریه‌ی گلستان هنر، شماره‌ی 12، صص: 29-16.

- سازمان میراث‌فرهنگی، 1382، «نقش عجب، مجموعه‌ی نقشه‌های بناهای تاریخی ایران»، تهران: سازمان میراث‌فرهنگی کشور (پژوهشگاه) و مرکز اسناد و مدارک میراث‌فرهنگی.

- سکویل‌وست، ویکتوریا، 1336، «باغ‌های ایرانی»، از کتاب میراث ایران: تألیف سیزده‌تن از خاورشناسان، ترجمه‌ی احمدبیرشک و همکاران، زیر نظر ا. ج. آربری، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.

- شاهچراغی، آزاده، 1394، «چهارباغ یا چارباغ»، مجله‌ی منظر، شماره‌ی 30، صص: 13-6.

- عابددوست، حسین، و کاظم‌پور، زیبا، 1388، «صورت‌های متنوع در درخت زندگی بر روی فرش‌های ایرانی»، فصلنامه‌ی گلجام، شماره‌ی 12، صص: 139-123.

- عطار، محمدبن ابراهیم، 1384، دیوان عطار، تصحیح و تنظیم: تقی تفضلی، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.

- عطار، محمدبن ابراهیم، 1386، مختارنامه (مجموعه رباعیات عطار)، محقق: محمدرضا شفیعی‌کدکنی، تهران: سخن.

- عمرانی‌پور، علی، 1383، هنر و معماری اسلامی ایران، یادنامه‌ی دکتر لطیف ابوالقاسمی، تهران: انتشارات سازمان عمران و بهسازی شهری.

- قوچانی، عبدالله، 1364، کتیبه‌های سفال نیشابور، تهران: اداره کل موزه‌ها.

- کریمی، فاطمه، و کیانی، محمدیوسف، 1364، هنر سفالگری دوره‌ی اسلامی ایران، تهران: مرکز باستان‌شناسی.

- کلایس، ولفرام، 1387، «کاخ‌های صفوی» ترجمه‌ی احسان طهماسبی، مجله‌ی گلستان هنر، شماره‌ی 11، صص: 73-68.

- کیانی، محمدیوسف، 1357، سفال ایرانی، بررسی سفالینه‌های ایرانی مجموعه نخست‌وزیری، تهران: انتشارات نخست‌وزیری.

- گروبه، ارنست، 1384، سفال اسلامی، گردآوری: ناصر د. خلیلی، ترجمه‌ی فرناز حایری، تهران: نشر کارنگ.

- گلمبک، لیزا، 1385، «صنعت سفال صفویه کرمان»، ترجمه‌ی فریبا کرمانی، مجله‌ی اثر، شماره‌ی 40و41،صص: 167-150.

- محمدی‌فر، یعقوب، و بلمکی، بهزاد، 1387، «هنر سفالگری در دوره‌ی صفویه، بررسی تکنیک و نقش‌مایه‌های هنری»، نشریه‌ی هنرهای زیبا، شماره‌ی 35، صص: 102-93.

- نرشخی، ابوبکر محمدبن جعفر، 1363، تاریخ بخارا، تهران: انتشارات توس.

- نعیما، غلامرضا، 1385، باغ‌های ایرانی، تهران: انتشارات پیام.

- هنرفر، لطف‌الله، 1349، «چهارباغ اصفهان»،  نشریه‌ی هنر و مردم، شماره‌ی 96 و 97، صص: 14-2.

- ویلبر، دونالد، 1348، باغ‌های ایرانی و کوشک‌های آن، ترجمه‌ی مهین‌دخت صبا، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.

 

- Herzfeld, E.,1930, Die vorgeschichtlichen Topfereien von Samarra, Berlin.

- Tulane, E., 1947, “Appendix, Outline of The System Used In Classifying The Samarran Motifs, New Chalcolithic Material of Samarran Type and Its Implications: A Report on ChalcolithicMaterial of the Samarran Type Found at Baghouz on the Euphrates, and a Reconsideration ofthe Samarran Material in General (Especially the Painted Pottery)”, In the Light of This NewMaterial, Robert, J. Braidwood, Linda S. Braidwood, Edna Tulane, Ann L. Perkins, Journal of Near Eastern Studies, Vol. 3, No. 1 (Jan., 1944), 47-72.